تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic شاخه سبز خیال
شاخه سبز خیال
شاخه سبز خیال و خدا تنها تنهایی که در تنهایی تنهایم نگذاشت شاخه سبز خیال
سکوت من ترانه من است
 
سکوت من خود سرود و ترانۀ من است
و گرسنگی من همان سیری من است
 
و آب در تشنگی من جریان دارد
و در هوشیاری من مستی هاست
 
و عروسی هاست در فغان و شِکوۀ من
و دیدارهاست در غربتِ تنهائیم
 
و پنهانی من عین ظهور
و ظهور من همه ستر و حجاب است
 
 چه بسیار که از غمها شِکوه می کنم
و قلبم بدان غمها بر خود می بالد
 
چه بسیار که می گریم و دندانهایم به خنده رخ می نمایند
و چه بسیار که در آرزوی دوست دلم پَر می کشد
 
و دوست در کنارم نشسته است
و چه بسیار که چیزی را طلب می کنم
 
و آن چیز در حلقۀ نگین ِمن است
گاه شبِ تاریک دشمنانم را (که همان راهزنانِ حواسند) در پردۀ ظلمت می پوشاند
 
تا من پردۀ رؤیاهای خویش را بگسترم
و آنگاه صبح هوشیاری باز پرده را درمی پیچد و به کناری می نهد...
 
 جبران خلیل جبران
 
نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:57  توسط علی |  شاخه سبز خیال

میلاد فرخنده حضرت فاطمه زهرا "س" و روز زن (مادر) مبارک

نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 22:14  توسط علی |  شاخه سبز خیال
بي تو در من درديست

 

هيچکس نيست که با من باشد

و تو از راه نمي آيي باز

کوچه ها خاموشند

کوچه ها یی که تو هر روز از آن مي گذشتي آرام

و به من با لبخند وعده صبح دگر مي دادی

کوچه ها دلگيرند

بوی عطر تن تو نيست که پيچد در راه

گرمي خنده تو نيست که ريزد بر دل

و تو از راه نمي آيي باز

بي تو در من رنجي است

مثل گم گشتن چيزی در وهم

بي تو در من درديست

که مرا مي کاهد

و کسي نيست که با من باشد

کوچه ها دلگيرند

کوچه هايي که تو را هر بار

در خاطر من مي آرند

و تو از راه نمي آيي باز

بي تو رنجي است از آن کوچه گذشتن...

 

نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 22:30  توسط علی |  شاخه سبز خیال
مادر ...

 

دستانش بوی عطر گلها می داد

صورتش همچون فرشته ای پاك و معصوم غرق در نور و روشنايي بود

در لباس گلدار سفيدش

همچون بهار خانمی بود دلفريب و زيبا

كه امده بود مرا غرق لطافت و مهر كند

بسويش رفتم

نزديك

نزديك تر

اما قبل از انكه بتوانم حتي

گلي از پيراهن بهاريش بچينم

پرواز كرد

و من ماندم و بوی عطری بهاری

كه هر روز نسيم صبح

از دامان مادرم برايم به ارمغان مي آورد...

 

ناباورانه سومین سال پروازت را مادر به سوگ نشسته ام

هرگز و هرگز و هرگز از تو جدا نیستم تا قیامت ...

چشم هایم دیگر مثل سابق نیست ... منتظر و بارانیست




نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 13:17  توسط علی |  شاخه سبز خیال
مستِ مست

مست مستم، ليک مستي ديگرم
امشب از هر شب به تو عاشق ترم
راست گويم يک رگم هشيار نيست
مستم اما جام و مي در کار نيست
مست عشقم مست شوقم مست دوست
مست معشوقي که عالم مست اوست

...

حالت مستي و مدهوشي خوشست
وز همه عالم فراموشي خوشست
مستي ما گر نداني دور نيست
باده ي ما زاده ي انگور نيست
بند بگسل! نغمه زن! پر باز کن!
اين قفس را بشکن و پرواز کن!

...
دوستان اين نور مهتاب از کجاست؟
در تن من جان بيتاب از کجاست؟
در سکوت شب دلم پر ميزند
دست ياري حلقه بر در مي زند
برگ ها در ذکر و گل ها در نماز
مرغ شب حق حق زنان گرم نياز
بال بگشايد ز هم شهباز من
مي رود تا بيکران پرواز من
...

مي رسم آنجا که غير از يار نيست
وز تجلي قدرت ديدار نيست
بهر ديدن چشم ديگر بايدت
ديده يي زين ديده بهتر بايدت
چشم سر بيننده ي دلدار نيست
عشق را با جان حيوان کار نيست
...

باغبان را در گلاب و گل ببين
ذکر او در نغمه ي بلبل ببين
عقل ها ز انديشه اش ديوانه است
شمع او را عالمي پروانه است
ديده ي خلقت همه حيران اوست
کاروان عقل سرگردان اوست
در حريم عزت حي ودود
آفتاب و ماه و هستي در سجود
يک تجلي عقل را مجنون کند
واي اگر از پرده سر بيرون کند
...

آري آري مي توان موسي شدن
با شفاي روح خود عيسي شدن
روح ميگويد اگر چه خاکي ام
من زميني نيستم افلاکي ام
...

تشنه کامم ليک دريا در منست
گر شفا خواهم مسيحا در منست
باغ هست و ما به خاري دلخوشيم
نور هست و ما به ناري دلخوشيم
...

گر شوي موسي، عصا در دست توست
خود مسيحا شو، شفا در دست توست
طور سينا سينه ي پاک شماست
مستي هر باده از تاک شماست
از شجر آواز ها را بشنوي
زنده شو تا رازها را بشنوي
...

پاک شو! پر نور شو! موسي تويي
جان خود را زنده کن! عيسي تويي
غرق کن فرعون نفس خويش را
محو کن فکر خطا انديش را
ساقيا آن مي که جان سوزد کجاست؟
نور حق را در دل افروزد کجاست؟
مايه ي آرام جان خسته کو؟
از شرابي مستي پيوسته کو؟
بار الها بال پروازم ببخش
روح آزاد سبکتازم ببخش
عاشق بزم تو ام راهم بده
عقل روشن، جان آگاهم بده


مهدي سهيلي


نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 0:37  توسط علی |  شاخه سبز خیال
 

Image Hosting by Picoodle.com stretchtofit="true" loop="true" enablecontextmenu="false" showcontrols="true" height="165" width="135" name="WMP1">
شاخه سبز خیال
سخنی با شما
سلام

به شاخه سبز خیال خوش اّمدید
می نویسم برای همه اّنهایی که بی تقصیرند :
تقدیم به چشم هایی که در راه ماند ند
و دل هایی که اّنها را راند ند.
تقدیم به اشک هایی که
غرورشان شکست وعهد هایی
که کسی اّنها را نبست

شاخه سبز خیال
بایگانی شاخه سبز خیال
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
شاخه سبز خیال
: همدلان شاخه سبز
صدای دل
  آوای آزاد
  فال حافظ
  قصه ی دل
  اشک هـــای یخی
  عاشقونه
  عاشق تنهايي
  ...با من بمان
  شانه ای برای گریستن
  نون پنیر
  موهبت
  هو 121
  راهیان عشق
  انسانیت
  امام علی علیه السلام
  تازه های ادبی
  آبی دریا
  هيئت محبان حضرت قاسم بن الحسن شهرستان فريدونکنار
  ســـاحلی آرامـم در انتــظار
  آینه دل
 

Image and video hosting by TinyPic